![]() |
![]() |
|
| بایاتیلار _ شعرلر _ آتاباباسوزلری و ...... |
|
در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد می...شد.
دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی, ما یک سور به تو می دهیم و گرنه توباید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی. ملا قبول کرد, شب در آنجا رفت وتا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.گفتند: ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ملا گفت: نه, فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است. دوستان گفتند: همان آتش تورا گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی. ملا قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند, اما نشانی از ناهار نبود گفتند: ملا, انگار نهاری در کار نیست. ملا گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده, دو سه ساعت دیگه هم گذشت باز ناهار حاضر نبود. ملا گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم. دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند. ملا گقت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود. نکته: با همان متری که دیگران را اندازه گیری میکنید اندازه گیری می شوید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 20:41 توسط پیمان وقاری |
|
|
من دلم مي خواهد خانه اي داشته باشم پر دوست کنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هرکسي مي خواهد وارد خانه پر عشق و صفايم گردد يک سبد بوي گل سرخ به من هديه کند شرط وارد گشتن شست و شوي دلهاست شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي مي کوبم روي آن با قلم سبز بهار مي نويسم اي يار خانه ي ما اينجاست تا که سهراب نپرسد ديگر " خانه دوست کجاست؟ " فريدون مشيري |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 15:4 توسط پیمان وقاری |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 22:21 توسط پیمان وقاری |
|
|
گفتاری از گاندی من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو یا شیطان صفت باشم ، من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم، من میتوانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم، چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است. و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام، تو را دیگرى باید برایت بسازد و تو هم به یاد داشته باش منى که من از خود ساختهام، آمال من است، تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند. لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى. میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم. میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم ، چرا که ما هر دو انسانیم. این جهان مملو از انسانهاست ، پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد. تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم، قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است. دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و میستایند، حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند، دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم، چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى، من قابل ستایشم، و تو هم...... یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد به خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى و مراوده میکنى همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا.
اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى، نامت را انسانى باهوش بگذار |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم اسفند 1388ساعت 1:4 توسط پیمان وقاری |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 23:14 توسط پیمان وقاری |
|
|
امروز سالروز صدور فرمان مشروطه است
که با فداکاری مردانی چون ستارخان به انجام رسید. وی اینک در صحن شاه عبدالعظیم شهرری غریبانه آرام گرفته است. روحش شاد ویادش گرامی. سنگ قبر ستار خان در شاه عبدالعظیم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 14:18 توسط پیمان وقاری |
|
|
نصرت کسمنلی
من سني اونودا بيلميرم، آخي اونوتسام نه لري اونودام گرک گؤيلره باخميشيق آيلي گئجه ده اونوتسام گؤيلري اونودام گرک!
دنيزي اونودوم، يا دالغالاري خاطيرن ياديمدان چيخايدي باري پاييزدا خزاني، قيشداسا قاري باهاردا گوللري اونودام گرک!
دئ نئجه اونودوم من سني نئجه؟ سئوگي دورنا دئييل پاييزدا کؤچه يوخوما گليرسن منيم هر گئجه آيلاري، ايللري اونودام گرک!
سنين خياليندير حسرتله باخان آديندير هر ساعات قارشيما چيخان قاريشيب شکلينه گؤزومدن آخان ياغيشي، سئللري اونودام گرک!
سينمده پشيمان اورگيم قالدي اوچدون اللريمده لعلگيم قالدي نه لري ايتيريب، باخ نييم قالدي نه لري، نه لري اونودام گرک!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 12:39 توسط پیمان وقاری |
|
|
عاليم قاسیم اف در سال 1957 ميلادي در شهر شاماخي آذربايجان و در خانوادهاي متوسط به دنيا آمد. از دوران نوجواني به موسيقي علاقهمند شد و با تمام مرارتهايي كه در اين راه وجود داشت راه موفقيت خود را پيدا كرد. صداي استثنايي عاليم او را به محضر بزرگان موسيقي اصيل آذربايجان كشاند. او در جواني از آموزش موسيقيداناني همچون « حاجي بابا حسيناف »، « نريمان علياف » و « آقا عبداللهاف » سود جست و در 25 سالگي به عنوان بهترين خوانندهي کلاسيک نسل خود،« جايزهي بزرگ آواز » را از آن خود کرد. عاليم قاسیم اف در سال 1999 به جایزه ارزشمند موسيقي يونسکو که موسيقیدانان بزرگي چون «شوستاکوويچ» « برنشتاين »، « راوي شانکار » و « نصرت فاتحعليخان » صاحب آن شده بودند به آن دست يافت. عاليم قاسیم اف تاکنون چند بار به ايران آمده است. يک بار در جشنوارهي موسيقي فجر در سال 1371 و يک بار هم در سال 1381 در تبريز، که این بار حضورش با استقبال باورنکردني مردم روبرو شد. به طوري که 5 شب کنسرت از قبل برنامهريزي شده به 10 شب برنامه افزايش پيدا کرد و سالن 700نفري هرشب ميزبان 1000 نفر بود. قاسیم اف دو سال قبل نيز در تالار وحدت به اجراي برنامه پرداخت كه با استقبال علاقهمندان و نيز چهرههاي صاحب نام موسيقي سنتي، از جمله حسين عليزاده و شهرام ناظري روبهرو شده بود. حضور چهره هاى مطرح موسيقى ايران، همانند حسين عليزاده و فرهاد فخرالدينى و كيهان كلهر نشان مى داد كه صداى اين خواننده نامى مورد توجه و اعتناى نخبگان موسيقى نيز قرار دارد. قاسیم اف در دنياى موسيقى شهرتى بسيار دارد به نحوى كه برخى از كارشناسان صداى وى را جزء برترين صداهاى موسيقى شرق در صد سال اخير مى دانند. اين خواننده ۴۶ ساله كه چندين عنوان معتبر بين المللى را در كارنامه خود دارد، در سن ۲۷ سالگى و با بازى در نقش مجنون در اپراى ليلى و مجنون چشم ها را متوجه خود كرد و به اسطوره آواز آذربايجان تبديل شد و در چند سال اخير هم با اجراى«موغامات» و موسيقى كلاسيك آذربايجانى در غرب شهرت و محبوبيت خاصى پيدا كرده است. او كه بيشتر آلبوم هايش در فرانسه عرضه شده، به خاطر درخشش هنرىوی در اين كشور برنده جايزه GRAND Prix Dis Que شده است. از وى به عنوان شايسته ترين جانشين خوانندگان صاحب نامى چون جبار قارياغدى اوغلی، سيدشوشينسكى و خان شوشينسكى ياد مى شود. اجراى هماهنگ و تسلط نوازندگان بر تكنيك هاىنوازندگى از تمرينات مداوم و پيوسته آنها حكايت مى كند. آوازعاليم قاسیم اف با پختگى كامل،صلابت و ازهمه مهمتر اوج خواني كم نظير وى، جنس زنگدار صدايش كه با انعطافى حيرت انگيز در اوج و فرودها غلت مى خورد شنونده را به حظى روحانى از اين صداى اساطيرى فرو مي برد. از جمله نكات جالب توجه در كنسرت گروه عاليم قاسیم اف ، حركات دست اين اسطوره آواز و خواندن اشعارى كه عمدتاً در فضاى تغزلى و عاشقانه سير مى كند و استفاده از ريتم هاى لنگ در برخى قطعات است كه حداقل در گروههاى موسيقي كمتر سابقه داشته است. اين ريتم ها در موسيقى ايران از سال هاى اوليه پس از انقلاب در كارهاى حسين عليزاده به چشم مي خورد. استاد عالیم قاسیم اف معتقد است: ((اگر من قدر صدایم اين نعمت خداوندی را نمى دانستم و شب و روز تمرين نمیكردم اين صدا خيلى وقت پيش مرا ترك میكرد.من تا زمانیكه لازم نشده حنجره ام را نفروخته ام حتى شده بادوستانم به خاطر يك دهن آواز خواندن دشمن شده ام،اما حنجره ام را نفروخته ام.خب حنجره ام هم اگر مرد باشد مرا نمى فروشد. من به آوازهاي اقبال آذر _ طاهرزاده _ ظلي _ قمر الملوك _ قيطانچيان خيلى گوش داده ام، هنگامه اخوان چند آهنگ بسيار زيبا در دوران جوانى اش دارد. الان هم شجريان يك استاد به تمام معنا در موسيقى است و شهرام ناظرى را دوست دارم.من صدا های موسیقی ایرانی را خيلى زيبا گوش مى دهم و هضم مى كنم. من فكر مى كنم كه يكى از دلايل اصلى که موسیقی اصیل را در سایه قرار داده تلويزيون است.شما مايكل جكسون را در نظر بگيريد كه راديو و تلويزيون تا چه اندازه براى او تبليغ مى كند و آگهى پخش مى كند. براى اينكه مايكل به تنهايى درآمد ندارد تمام دوروبرى هاى او سود مى برند و برايش اينگونه تبليغ مى كنند در حالى كه نمى توان از اثر او هيچ الهامى گرفت چرا كه شعرى كه او مى خواند شعری نيست كه مثل حافظ و فضولى به آدم الهام دهند.)). وی هم اکنون با همراهی دخترش خانم ((فرزانه)) قله های اوج آواز دنیا را سپری می کند.وی از سال 1999 از طرف سازمان جهانی یونسکو با نام ((شرق بولبولی)) لقب گرفته است. استاد عالیم قاسیم اف در اجراهایش بیشتر از اشعار فضولی/نسیمی/حکیم نباتی/آقا واحد و...استفاده می کند. وی چنان انسان والایی است که در عروسی یکی از فرزندانش به میهمانان حاضر صادقانه تاکید میکند: (( آنهایی که نشسته اند برخیزند و به آنهایی که ایستاده اند جای دهند!چرا که آنان دعوت نشده آمده اند ولی شما دعوت شده آمده اید پس آنان محبتشان از شما به من بیشتر است.)).
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 14:43 توسط پیمان وقاری |
|
|
شیرین چایین قندیم زولفو نون کمندیم دونیانی سئل آپارسا گوزلرینین بندیم * * * من عاشیق آهیم دیلر گوز یاشیم آهین دیلر یار ایله گئچن کونلر اولاردی آ ه ایندیلر * * * عزیزیم گوله ناز بولبول ائیلر گوله ناز بو دنیا غم خانا دیر آغلایان چوخ گولن آز
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 14:23 توسط پیمان وقاری |
|
|
روز جمعه اول خرداد ماه برنامه گروه، کوههای زنجیره بود. زنجیره اسم روستایی است نزدیک کشسرای در حوالی مرند.از روستای زنجیره صعود را آغاز کردیم اول راه یک دره بسیار گسترده ای بود که باران سنگین دیشب این دره را پر از گل ولای کرده بود. ده نفر از زنان این روستا با الاغهایشان از درون این گِلها به سختی عبور کردند وبا ظرفهای شیری که به خورجین داشتند مشخص بود که برای دوشیدن گوسفندان راهی کوه هستند.ابتدا هوا شرجی ومه آلود بودو یکی دو ساعت اول،کوه شیب بسیار تندی داشت و نفسمان را برید.کوههای سرسبز و بلند، زیبایی خاصی داشت مسیری بسیار طولانی در انتظار ما بودبه دره هایی رسیدیم که مملو از گیاهان ریواس بودوچند نفری از روستائیان مشغول چیدنشان بودند. ریواس یا همان اوشگون خلاصه بعد از 5 ساعت کوهنوردی طاقت فرسا به آب رسیدیم ودره هایی که آبشارهای خیره کننده ای داشت. سنگهای تیز داخل دره منظره این آبشارها را چند برابر میکرد یک چشمه که از داخل سنگی بیرون زده بود زلالی وسردیش ما را حیرت زده کرد. زیر سایه درختی ناهارمان را خوردیم و ویک ساعتی استراحت کردیم و از طریق همین دره ها پایین آمدیم . راههایی خطرناک وصعب العبوری داشت که حتی چندین جا بوسیله طناب وبه زحمت عبور کردیم تا به روستای گزافر آمدیم.
در یکی از این دره ها الاغی افسرده و مریض را دیدیم که یک پایش هم میلنگید ودر انتظار مرگ بود ظاهرا صاحبش اینجا رها کرده بود تا اسیر حیوانات درنده شود . صحنه واقعا ناراحت کننده بود وسنگدلی انسانها را نشان می داد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:1 توسط پیمان وقاری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتــاب |
|
RSS
|