تبليغاتX
دالغا لار
بایاتیلار _ شعرلر _ آتاباباسوزلری و ......

عروج ملکوتی جمال السالکین وشیخ العارفین حضرت آیت الله العظمی

محمد تقی بهجت بر دوستداران آن عارف کامل تسلیت باد.

متاسفانه ما مردمان مرده پرستی هستیم وتا کسی از پیشمان نرفته او را به مردم نمی شناسانیم. بنده چند سالی است که حداقل در ذهن خود مقلد این عالم ربانی هستم ولازم میدانم نکته هایی از نظرات بزرگان درباره وی را بازگو کنم.

مرحوم حاج آقا مصطفی از حضرت امام نقل کرده اند که: ((ایشان معتقدند جناب آقای بهجت دارای مقامات معنوی بسیار ممتازی هستند،ایشان (آقای بهجت) سالهاست که موت اختیاری دارند،یعنی قدرت این را دارند که هر وقت بخواهند روح را از بدن جدا وبه اصطلاح خلع کنند وباز مراجعت کنند.))

این یکی از مقامات بلندی است که بزرگان در مسیر سیر وسلوک عرفانی ممکن است به آن برسند.

همچنین آقا شیخ عباس قوچانی در باره ایشان فرموده بودند:((آن وقتی که آقای بهجت خیلی جوان بودند ومحاسنشان درست در نیامده بود، به مقاماتی رسیده بودند که به واسطه ارتباط نزدیک ورفاقت صمیمانه ای که ما داشتیم از آنها اطلاع پیدا کردم،ولی ایشان از من عهد شرعی گرفتند که تا زنده هستم آنها را جایی نقل نکنم.))

کسی که در آن سن به این مقامات رسیده باید حدس زد که در سن نود سالگی بعد از یک عمر طولانی سیر وسلوک واستقامت در راه بندگی خدا وانجام وظایف،به چه پایه ای از قرب به خدارسیده بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:38  توسط پیمان | 

هوراند – قطعه ای از بهشت

روز جمعه 18 اردیبهشت ساعت 6:30 صبح از فلکه دانشگاه با یک مینی بوس راهی هوراند شدیم .بعد از دو ساعت در یک جای باصفا که چشمه زیبایی هم داشت برای صبحانه پیاده شدیم و یک ساعت دیگر هم رفتیم تا به محل مورد نظر برسیم.      مناظر بین مسیر حاکی از آن بود که باران خوبی در این منطقه باریده است سرسبزی بی نظیر و گندم های دیمی که کاشته بودند تا دوردستها نمایان بود .                هدف گروه رفتن به قلعه پشتو بود این قلعه یکی از قلعه های زمان بابک بوده وبا یک قلعه دیگر(یعنی این 3 قلعه) مشرف به هم هستند و ظاهرا با علامت از احوال هم با خبر میشده اند.

  

 ساعت 10 شروع به صعود کردیم درهمان ابتدای مسیر یک خروار لاله به پیشوازمان آمده بودند که کاملا ذوق زده شدیم در ادامه مسیر انواع گلها و لاله ها با رنگهای متنوع و گونه های گیاهی مختلف از جمله: بابونه-کاکوتی- پونه- مرضه- و....... مناظر کوه را بی نظیر کرده بود. زنبورها درون گلها میرفتند وبلبلها بر  روی درختان آواز می خواندند وپروانه ها با رنگهای دلنشین، بر روی گلها می نشستند که زیبایی آن را چند برابر می کرد. خرگوشی را دیدیم که سگهای چوپان دنبالش بودند و تا بالای کوه تعقیبش کردند و عاقبت ناامیدانه برگشتند. گله های گاو-گوسفند و بز که در این طبیعت لا یتناهی مشغول چرا بودند زیبایی دیگری داشت. به چند تا کودک برخوردیم که بره ای را به ده می بردند و گفتند که همین چند ساعت پیش به دنیا آمده، خیسی بدن بره هم گواه این مطلب بود.

  

                                            فرهاد داشی در بالای تصویر

 سنگهای بسیار بزرگی که در اثر مرور زمان و فرسایش به شکل قارچ در آمده بودند در مسیر جلب توجه میکرد و نرسیده به قلعه یک  صخره بسیار بزرگ تراشیده شده بود که به فرهاد داشی معروف است، شاید اینجا هم عاشقی سرکار بوده و آن را به این شکل در آورده بود.

  

                                          قلعه پشتو

تنها چیزی که آنجا به آن فکر میکردم خالق این زیباییها بود و این که اگر کسی به این مناطق نرود وآنها را نبیند این زیباییها باز هم هستند و براستی برای چه و برای که آفریده میشوند؟

نمی دانم،شاید نوعی عشقبازی الهی با آفریدگانش باشد و ما هم با رفتنمان خود را شریک این عشقبازی می کنیم.......

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 16:27  توسط پیمان | 

ضرورت ترک آداب جاهلی

      

علی علیه السلام هنگامی که به سوی کوفه می آمد وارد شهر انبار شد که مردمش ایرانی بودند.

کدخدایان وکشاورزان ایرانی خرسند بودند که خلیفه محبوبشان از شهر آنها عبور میکند،به استقبالش شتافتند.هنگامی که مرکب علی به راه افتاد آنها در جلو مرکب علی علیه السلام شروع کردند به دویدن.علی(ع) متعجب شد و آنها را طلبید وپرسید:(چرا می دوید این چه کاری است که می کنید؟!)

ایرانیان گفتند: این یک نوعی احترام است که ما نسبت به امرا وافراد مورد احترام خود می کنیم.این سنت ویک نوع ادبی است که در میان ما معمول بوده است.

امیر مومنان گفت:این کار شما را در دنیا به رنج می اندازد ودر آخرت به شقاوت  می کشاند. از این گونه کارها که شما را پست وخوار میکند خودداری کنید. بعلاوه این کارها چه فایده برای آن افراد دارد؟؟؟             

چه زیانبار است رنجی که عذاب در پی آن باشد وچه سودمند است آسایشی که با آن،امان از آتش جهنم باشد.                    

                                                                            نهج البلاغه،کلمات قصار، ش 37

        

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 13:51  توسط پیمان | 

                                                      بختیار وهاب زاده

دیشلریم توکولدو، ساچیم آغاردی،   

یاشین نه گناهی، یاش بهانه دیر.

طالعیم داش آتدی، باشیمی یاردی،

بونا داش نیله سین، داش بهانه دیر.

 

بعضا باهاردا  دا  سارالیر یارپاق،

طالعین الینده ، هر شئی اویونجاق،

انسانی  اولدورن  اجلدیر آنجاق،

آزاردا، بزاردا،  بوش بهانه دیر.

 

لاغ ائتمه بدبخته، گولمه ناکاما،

بدبخت جان آتماقلا، یتیشمزکاما،

بختیمدن قار یاغدی عمر باغچاما،

بونا قیش نیله سین، قیش بهانه دیر.

 

من قوزیئلی اولدوم، آرزوم گونیلی،

اونا چاتاممادیم، چالیشدیم خیلی،

بختیار، بختیندن اولدون گیلئیلی،

بودا سنین ایچون خوش بهانه دیر

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 16:41  توسط پیمان |