تبليغاتX
دالغا لار
بایاتیلار _ شعرلر _ آتاباباسوزلری و ......
درویشی مستجاب الدعوه در بغداد پدید آمد.

حجاج یوسف را خبر کردند،بخواندش وگفت:دعای خیری بر من کن

گفت :خدایا جانش بستان.

گفت :از بهر خدای این چه دعاست؟

گفت:این دعای خیر است، تو را وجمله مسلمانان را.

 

ای زبر دست زیر دست آزار      گرم تا کی بماند این بازار

به چه کار آیدت  جهانداری       مردنت به که مردم آزاری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 13:53  توسط پیمان | 
                      

                             داغلاری       یــیـخان      

                

                 تیرَختوور

 

       یئل یاتار        طوفان یاتار         یاتماز تیراختور پرچمی

 

صعود تیم تراکتورسازی تبریز به لیگ برتر را به مردم آذربایجان تبریک می گویم.

دیروز تبریز یک روز تاریخی را رقم زد. طرفداران تراکتورسازی با طرفداران موسوی که کمربند سبز تشکیل

داده بودندبه هم پیوستند خیابانها ملو از جمعیت بود و تا 12 شب پایکوبی کردند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:15  توسط پیمان | 
 

جشن میلاد تن

 

چه لطيف است حس آغازي دوباره،

 و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس

و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن در این دنیا

وچه زجر آوراست زندانی شدن روح در جسم خاکی ودلیلش گریه های روز تولد

وچه ملال آور است قواعد بازی زندگی برای روح

 وشاید چه شیرین است تجربه این دنیا با کالبدی سنگین !

 

بابا همه اینها رو گفتم که بگم امروز روز تولدمه،

واینکه چه تلخ وچه شیرین من هم اومدم.

ورسم زمینیها اینه که باید جشن گرفت وتبریک گفت وکادو داد. 

پس معطل نکنید....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 10:23  توسط پیمان | 

بیر یول اوسته

 راستلاشدیق اوز-اوزه

 نادان دئدیک بیر- بیریمیزه

 آیریلدیق

 ایکیمیزده بیر-بیریمیز حاقدا

 زورنا چالا-چالا

 سن من گلن یولا گئتدین

 من سن گلن یولا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 14:7  توسط پیمان | 

قلعه شِی وَر

روز جمعه25 اردیبهشت صبح راهی اهر شدیم. برنامه این هفته قلعه شِی ور بود. قلعه ای که بالای کوههای سنگی قرار گرفته کوههایی که از دور به شکل تیز و کله قندی دیده میشوند،دورنمایی مثل کوههای ارمنستان.

از یک روستای دور افتاده و از داخل یک دره، ساعت 10:30 صبح صعود را شروع کردیم. بر خلاف هفته گذشته هوا گرم شده بود و آبها وچشمه های روغنی مانندوتکه سنگهای سر راه که رنگهای مختلفی داشتند حاکی از معدن خیز بودن منطقه داشت.

                    

عطسه های بیشمار من شروع شد واین نشان میداد که گل و گیاه در راه است. طبیعت وصف ناشدنی این منطقه هم کمتر از هفته قبل نبود با این تفاوت که این منطقه وکوههایش سنگی وصخره ای بود و بین این صخره ها، باغ ویا چمنزاری دیده میشد که سبب متفاوت شدن رنگ این ناحیه از دور بود. همچنین به علت سردسیر بودن منطقه درختان اینجا تازه شکوفه داده بودند وبرگهای درختان تبریزی هنوز سبز نشده بود.

صدای هدهدی در دره طنین انداز بود،کفشدوزکها بر روی گیاهان بودند وزنبورهاداخل شکوفهای درختان سر مست .در مسیر دو تا کبک از بین سنگها بیرون پریدند که صدای بالهایشان مثل صدای گلوله در گوشمان ترکید.به غیر از چند چوپان کسی را ندیدیم و بالاخره بعد از 4 ساعت کوهنوردی به قلعه رسیدیم.

     

یک مسئله مهمی که آنجا جلب توجه می کرد،حفره هایی بودکه سودجویان تمام ظروف قدیمی وبا ارزش اطراف قلعه را از خاک درآورده بودند . و الان معلوم نیست این اشیاء که متعلق به این منطقه وتاریخ آن دارد در کدام کشور و کدام موزه نگهداری می شوند؟!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 0:22  توسط پیمان |