![]() |
![]() |
|
| بایاتیلار _ شعرلر _ آتاباباسوزلری و ...... |
|
عاليم قاسیم اف در سال 1957 ميلادي در شهر شاماخي آذربايجان و در خانوادهاي متوسط به دنيا آمد. از دوران نوجواني به موسيقي علاقهمند شد و با تمام مرارتهايي كه در اين راه وجود داشت راه موفقيت خود را پيدا كرد. صداي استثنايي عاليم او را به محضر بزرگان موسيقي اصيل آذربايجان كشاند. او در جواني از آموزش موسيقيداناني همچون « حاجي بابا حسيناف »، « نريمان علياف » و « آقا عبداللهاف » سود جست و در 25 سالگي به عنوان بهترين خوانندهي کلاسيک نسل خود،« جايزهي بزرگ آواز » را از آن خود کرد. عاليم قاسیم اف در سال 1999 به جایزه ارزشمند موسيقي يونسکو که موسيقیدانان بزرگي چون «شوستاکوويچ» « برنشتاين »، « راوي شانکار » و « نصرت فاتحعليخان » صاحب آن شده بودند به آن دست يافت. عاليم قاسیم اف تاکنون چند بار به ايران آمده است. يک بار در جشنوارهي موسيقي فجر در سال 1371 و يک بار هم در سال 1381 در تبريز، که این بار حضورش با استقبال باورنکردني مردم روبرو شد. به طوري که 5 شب کنسرت از قبل برنامهريزي شده به 10 شب برنامه افزايش پيدا کرد و سالن 700نفري هرشب ميزبان 1000 نفر بود. قاسیم اف دو سال قبل نيز در تالار وحدت به اجراي برنامه پرداخت كه با استقبال علاقهمندان و نيز چهرههاي صاحب نام موسيقي سنتي، از جمله حسين عليزاده و شهرام ناظري روبهرو شده بود. حضور چهره هاى مطرح موسيقى ايران، همانند حسين عليزاده و فرهاد فخرالدينى و كيهان كلهر نشان مى داد كه صداى اين خواننده نامى مورد توجه و اعتناى نخبگان موسيقى نيز قرار دارد. قاسیم اف در دنياى موسيقى شهرتى بسيار دارد به نحوى كه برخى از كارشناسان صداى وى را جزء برترين صداهاى موسيقى شرق در صد سال اخير مى دانند. اين خواننده ۴۶ ساله كه چندين عنوان معتبر بين المللى را در كارنامه خود دارد، در سن ۲۷ سالگى و با بازى در نقش مجنون در اپراى ليلى و مجنون چشم ها را متوجه خود كرد و به اسطوره آواز آذربايجان تبديل شد و در چند سال اخير هم با اجراى«موغامات» و موسيقى كلاسيك آذربايجانى در غرب شهرت و محبوبيت خاصى پيدا كرده است. او كه بيشتر آلبوم هايش در فرانسه عرضه شده، به خاطر درخشش هنرىوی در اين كشور برنده جايزه GRAND Prix Dis Que شده است. از وى به عنوان شايسته ترين جانشين خوانندگان صاحب نامى چون جبار قارياغدى اوغلی، سيدشوشينسكى و خان شوشينسكى ياد مى شود. اجراى هماهنگ و تسلط نوازندگان بر تكنيك هاىنوازندگى از تمرينات مداوم و پيوسته آنها حكايت مى كند. آوازعاليم قاسیم اف با پختگى كامل،صلابت و ازهمه مهمتر اوج خواني كم نظير وى، جنس زنگدار صدايش كه با انعطافى حيرت انگيز در اوج و فرودها غلت مى خورد شنونده را به حظى روحانى از اين صداى اساطيرى فرو مي برد. از جمله نكات جالب توجه در كنسرت گروه عاليم قاسیم اف ، حركات دست اين اسطوره آواز و خواندن اشعارى كه عمدتاً در فضاى تغزلى و عاشقانه سير مى كند و استفاده از ريتم هاى لنگ در برخى قطعات است كه حداقل در گروههاى موسيقي كمتر سابقه داشته است. اين ريتم ها در موسيقى ايران از سال هاى اوليه پس از انقلاب در كارهاى حسين عليزاده به چشم مي خورد. استاد عالیم قاسیم اف معتقد است: ((اگر من قدر صدایم اين نعمت خداوندی را نمى دانستم و شب و روز تمرين نمیكردم اين صدا خيلى وقت پيش مرا ترك میكرد.من تا زمانیكه لازم نشده حنجره ام را نفروخته ام حتى شده بادوستانم به خاطر يك دهن آواز خواندن دشمن شده ام،اما حنجره ام را نفروخته ام.خب حنجره ام هم اگر مرد باشد مرا نمى فروشد. من به آوازهاي اقبال آذر _ طاهرزاده _ ظلي _ قمر الملوك _ قيطانچيان خيلى گوش داده ام، هنگامه اخوان چند آهنگ بسيار زيبا در دوران جوانى اش دارد. الان هم شجريان يك استاد به تمام معنا در موسيقى است و شهرام ناظرى را دوست دارم.من صدا های موسیقی ایرانی را خيلى زيبا گوش مى دهم و هضم مى كنم. من فكر مى كنم كه يكى از دلايل اصلى که موسیقی اصیل را در سایه قرار داده تلويزيون است.شما مايكل جكسون را در نظر بگيريد كه راديو و تلويزيون تا چه اندازه براى او تبليغ مى كند و آگهى پخش مى كند. براى اينكه مايكل به تنهايى درآمد ندارد تمام دوروبرى هاى او سود مى برند و برايش اينگونه تبليغ مى كنند در حالى كه نمى توان از اثر او هيچ الهامى گرفت چرا كه شعرى كه او مى خواند شعری نيست كه مثل حافظ و فضولى به آدم الهام دهند.)). وی هم اکنون با همراهی دخترش خانم ((فرزانه)) قله های اوج آواز دنیا را سپری می کند.وی از سال 1999 از طرف سازمان جهانی یونسکو با نام ((شرق بولبولی)) لقب گرفته است. استاد عالیم قاسیم اف در اجراهایش بیشتر از اشعار فضولی/نسیمی/حکیم نباتی/آقا واحد و...استفاده می کند. وی چنان انسان والایی است که در عروسی یکی از فرزندانش به میهمانان حاضر صادقانه تاکید میکند: (( آنهایی که نشسته اند برخیزند و به آنهایی که ایستاده اند جای دهند!چرا که آنان دعوت نشده آمده اند ولی شما دعوت شده آمده اید پس آنان محبتشان از شما به من بیشتر است.)).
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 14:43 توسط پیمان |
|
|
شیرین چایین قندیم زولفو نون کمندیم دونیانی سئل آپارسا گوزلرینین بندیم * * * من عاشیق آهیم دیلر گوز یاشیم آهین دیلر یار ایله گئچن کونلر اولاردی آ ه ایندیلر * * * عزیزیم گوله ناز بولبول ائیلر گوله ناز بو دنیا غم خانا دیر آغلایان چوخ گولن آز
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 14:23 توسط پیمان |
|
|
روز جمعه اول خرداد ماه برنامه گروه، کوههای زنجیره بود. زنجیره اسم روستایی است نزدیک کشسرای در حوالی مرند.از روستای زنجیره صعود را آغاز کردیم اول راه یک دره بسیار گسترده ای بود که باران سنگین دیشب این دره را پر از گل ولای کرده بود. ده نفر از زنان این روستا با الاغهایشان از درون این گِلها به سختی عبور کردند وبا ظرفهای شیری که به خورجین داشتند مشخص بود که برای دوشیدن گوسفندان راهی کوه هستند.ابتدا هوا شرجی ومه آلود بودو یکی دو ساعت اول،کوه شیب بسیار تندی داشت و نفسمان را برید.کوههای سرسبز و بلند، زیبایی خاصی داشت مسیری بسیار طولانی در انتظار ما بودبه دره هایی رسیدیم که مملو از گیاهان ریواس بودوچند نفری از روستائیان مشغول چیدنشان بودند. ریواس یا همان اوشگون خلاصه بعد از 5 ساعت کوهنوردی طاقت فرسا به آب رسیدیم ودره هایی که آبشارهای خیره کننده ای داشت. سنگهای تیز داخل دره منظره این آبشارها را چند برابر میکرد یک چشمه که از داخل سنگی بیرون زده بود زلالی وسردیش ما را حیرت زده کرد. زیر سایه درختی ناهارمان را خوردیم و ویک ساعتی استراحت کردیم و از طریق همین دره ها پایین آمدیم . راههایی خطرناک وصعب العبوری داشت که حتی چندین جا بوسیله طناب وبه زحمت عبور کردیم تا به روستای گزافر آمدیم.
در یکی از این دره ها الاغی افسرده و مریض را دیدیم که یک پایش هم میلنگید ودر انتظار مرگ بود ظاهرا صاحبش اینجا رها کرده بود تا اسیر حیوانات درنده شود . صحنه واقعا ناراحت کننده بود وسنگدلی انسانها را نشان می داد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:1 توسط پیمان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتــاب |
|
RSS
|