![]() |
![]() |
|
| بایاتیلار _ شعرلر _ آتاباباسوزلری و ...... |
|
روز جمعه اول خرداد ماه برنامه گروه، کوههای زنجیره بود. زنجیره اسم روستایی است نزدیک کشسرای در حوالی مرند.از روستای زنجیره صعود را آغاز کردیم اول راه یک دره بسیار گسترده ای بود که باران سنگین دیشب این دره را پر از گل ولای کرده بود. ده نفر از زنان این روستا با الاغهایشان از درون این گِلها به سختی عبور کردند وبا ظرفهای شیری که به خورجین داشتند مشخص بود که برای دوشیدن گوسفندان راهی کوه هستند.ابتدا هوا شرجی ومه آلود بودو یکی دو ساعت اول،کوه شیب بسیار تندی داشت و نفسمان را برید.کوههای سرسبز و بلند، زیبایی خاصی داشت مسیری بسیار طولانی در انتظار ما بودبه دره هایی رسیدیم که مملو از گیاهان ریواس بودوچند نفری از روستائیان مشغول چیدنشان بودند. ریواس یا همان اوشگون خلاصه بعد از 5 ساعت کوهنوردی طاقت فرسا به آب رسیدیم ودره هایی که آبشارهای خیره کننده ای داشت. سنگهای تیز داخل دره منظره این آبشارها را چند برابر میکرد یک چشمه که از داخل سنگی بیرون زده بود زلالی وسردیش ما را حیرت زده کرد. زیر سایه درختی ناهارمان را خوردیم و ویک ساعتی استراحت کردیم و از طریق همین دره ها پایین آمدیم . راههایی خطرناک وصعب العبوری داشت که حتی چندین جا بوسیله طناب وبه زحمت عبور کردیم تا به روستای گزافر آمدیم.
در یکی از این دره ها الاغی افسرده و مریض را دیدیم که یک پایش هم میلنگید ودر انتظار مرگ بود ظاهرا صاحبش اینجا رها کرده بود تا اسیر حیوانات درنده شود . صحنه واقعا ناراحت کننده بود وسنگدلی انسانها را نشان می داد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:1 توسط پیمان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتــاب |
|
RSS
|