آتا بابا سوزلری
اکثر وشاید همه ضرب المثلهائی که ما میشنویم پشتش یک جریان وقصه ای نهفته است که ما معمولااز چکیده وحرف آخراستفاده میکنیم ،وعلتش نبود فرصت ومجال در آن لحظه است که به این شکل بیان میشود. شنیدن جریان آنها آنقدرشیرین است که اگر یک بارآن را بشنویم محال است که آن ضرب المثل وقصه اش را فراموش کنیم، البته حقیرهم بعضی ازآنها رااز پدربزرگم شنیده وبه خاطر سپرده ام، چون به نظرم این جریاناتی که تعریف میشود ضرب المثل رامستند میکند، و کاملا برای آدم جا می افتد که قضییه از کجا آب می خورد.
يك نمونه آن ضرب المثل زير است
دئمدیم وزیر اولماسان دئدیم آدام اولماسان !!!
جريان اين ضرب المثل بدين شرح است كه خواندن آن خالي از لطف نيست
در زمانهای دور پسر بی معرفت وبی ادبی بود که دائما از طرف پدرش سرزنش میشد که تو آدم بشو نیستی. وقتی هم که پسر علتش را میپرسید جواب میشنید که کسی که معرفت ووجدان نداشته باشد آدم نمی شود. شنیدن این حرفها برای پسر سخت بود واین حرفها باعث شد که اوتمام سعی وتلاش خود را بکند تا خودش را ثابت کند،بعد از خیلی سختي ودرس خواندن روزی رسيد که این پسر وزیر شد وسرسینه اش را جلو گرفته وبا غرورپیش پدرآمد و گفت تو که دائم میگفتی آدم نمی شوی حالا ببين كه وزیر شده ام .